السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
414
جواهر البلاغة ( فارسى )
بعيد من اللّه » خسيس ، از خداوند دور است ، از مردم دور است از بهشت دور است . در اين مثال ، « بعيد » در آغاز « متعلق » « من اللّه » و پس از آن « متعلّق » « من الناس » و سپس « متعلّق » « من الجنة » قرار گرفته است . الثامن : التلذذ بذكره نحو قول مروان بن أبى خفصة : سقى اللّه نجدا و السّلام على نجد * و يا حبّذا نجد على القرب و البعد هشتمين هدف تكرار ، لذتيابى از نام چيزى است كه تكرار شده ، مانند : سخن مروان پسر أبى خفصه : خداوند ، « نجد » را سيراب سازد و درود بر « نجد » باد . و چه نيكوست « نجد » از نزديك و دور . در اين شعر ، چون شاعر ، از واژهء « نجد » « 1 » احساس لذت مىكرده است ، آن را تكرار كرده . التاسع : الارشاد إلى الطريقة المثلى كقوله تعالى : أَوْلى لَكَ فَأَوْلى ثُمَّ أَوْلى لَكَ فَأَوْلى . نهمين هدف تكرار ، راهنمايى به راه و شيوهء برتر و والاتر است . مانند سخن خداى و الا : « أَوْلى لَكَ فَأَوْلى . . . » « 2 » ( با اين اعمال ) عذاب الهى براى تو شايستهتر است ، شايستهتر ! سپس عذاب الهى براى تو شايستهتر است ، شايستهتر ! در اين دو آيه ، چهاربار كلمه « أولى » تكرار شده است . تا بفهماند همين شيوه ، بهترين و شايستهترين است . 6 - و منها الاعتراض لغرض يقصده المتكلم و هو أن يؤتى فى أثناء الكلام أو بين كلامين متّصلين فى المعنى بجملة معترضة أو أكثر لا محلّ لها من الإعراب . ششمين قسم اطناب ، آوردن « اعتراض » براى هدفى است كه گوينده آن را قصد كرده بدينگونه كه در بين جمله ، يا در بين دو جملهاى كه از نظر معنى مرتبط و متصل است . يك جملهء معترضه يا بيشتر آورده مىشود ، جمله يا جملههايى كه محلى از اعراب ندارد . مانند : « دور از رخ تو » در اين شعر حافظ : هنگام وداع تو ز بس گريه كه كردم * دور از رخ تو چشم مرا نور نماندست و مانند : « عمرش دراز باد » در اين شعر : شكرفروش كه عمرش دراز باد چرا * تفقّدى نكند طوطى شكر خارا
--> ( 1 ) . « نجد » / بالفتح / زمين بلند خلاف غور و نام ملكى از عرب ميان حجاز و عراق و ميان بصره و مكه كه زمين آن بلند است . » غياث اللغات ، ص 906 . ( 2 ) . قيامت ، 34 و 35 .